X
تبلیغات
بهداشت حرفه ای های زابل
تاريخ : چهارشنبه 1 خرداد1392 | 12 بعد از ظهر | نویسنده : رضا
یه سر به ادامه مطلب بزنین

ادامه مطلب
تاريخ : جمعه 6 اردیبهشت1392 | 3 بعد از ظهر | نویسنده : محمود آبادی

پس از اَفرینش اَدم، خدا به او گفت:

نازنینم؛ اَدم....

با تو رازی دارم!

اندکی پیش تر آی..

آدم آرام و نجیب...

آمد پیش !!

زیر چشمی به خدا می نگریست!

محو لبخند غم آلود خدا!

دلش انگار گریست...



ادامه مطلب
تاريخ : جمعه 6 اردیبهشت1392 | 3 بعد از ظهر | نویسنده : محمود آبادی
تصور کنید بانکی دارید که در آن هر روز صبح ۸۶۴۰۰ تومان به حساب شما واریز میشود و تا آخر شب فرصت دارید تا همه پولها را خرج کنید. چون آخر وقت حساب خود به خود خالی میشود.


ادامه مطلب
تاريخ : جمعه 6 اردیبهشت1392 | 3 بعد از ظهر | نویسنده : محمود آبادی


شــبا وقـــتی که بیــداری .. خــــــدا هـــم با تو بیداره


تا وقـــــتی که نــخوابی تو .. ازت چـــــش ور نمیداره


خـــدا می‌بـــینه حالــت رو .. خدا میـــدونه حسـت رو


از اون بالا میــــــــــاد پایین .. خدا مـــی‌گیره دسِت رو


خدا میــــدونه  تــــو قلبت .. چه اندازه تــــــو غم داری


خدا میـــدونه تــــــــــو دنیا .. چه چیزی رو تو کم داری


خدا نزدیک قلب توســـــت .. با یک آغــــــــوش وا کرده


نذار پلک‌هــا تــــو روی هم .. اگـــــه قلبت پـــــره درده

خدا رو میشه حسش کرد .. توی هر حالی که باشی

فقـــــــــط  باید تو  با یادش .. توی هر لحظه همراشی 



تاريخ : شنبه 31 فروردین1392 | 10 بعد از ظهر | نویسنده : رضا

قابل توجه بعضی ها!!!!

در روزگاری زندگی می‌کنیم که دانشمندان علوم ذهنی می‌گویند انسان می‌تواند آنچه را در تخیّل خود تصور می‌کند بیافریند. تصاویر ذهنی، اوضاع و شرایط و تجربه‌های زندگی و امور آدمی را می‌سازد. به عبارت دیگر، اگر در زندگی‌تان شاهد شکست و تنگنا هستید، نخست آن را در ذهن تا مجسم کرده بودید. از این رو، برای از میان برداشتن این موانع و مشکلات باید نخست در ذهنتان آن‌ها را نابود کنید و همه چیز را به صورت دلخواه ببینید.



ادامه مطلب
تاريخ : سه شنبه 27 فروردین1392 | 10 بعد از ظهر | نویسنده : رضا

سلام

زیباترین سلام دنیا طلوع خورشید است،آنرا بدون غروبش تقدیم میکنم به همه بچه های گل بهداشت حرفه ای

سلامی از راه دور.

امروز بعد مدت ها اومدم سری به وبلاگ زدم یکی از بچهها تو قسمت نظرات نوشته بود:تو رو خدا ی روحی به این وبلاگ بدین دلمون گرفته حداقل سر زدن بهش ی کم از دلتنگی هامون کم میکرد منم از خدا خواسته بهانه خوبی شد که بنویسم الان که دارم این نوشته رو مینویسم تو خوابگاه هستم خیلی دلم براتون تنگ شده راست میگفت استاد نور محمدی،راست میگفت که قدر دوره کاردانی رو بدونید چون میتونه بهترین خاطرات زندگیتون بشه و بعد حسرت این دوران رو میخورید واقعا که دوران کاردانی لحظه لحظه اش تبدیل شد به خاطره خاطراتی که برای همیشه یادم میمونه،

به داشته هاتون فکر کنید چون گاهی اوقات داشته های شما آرزوی دیگران است براتون از صمیم قلبم و از با تمام وجودم آرزوی موفقیت و خوشبختی دارم.......



ادامه مطلب
تاريخ : سه شنبه 27 فروردین1392 | 9 بعد از ظهر | نویسنده : رضا

چارلی چاپلین به دخترش نوشت:

تا وقتی قلب عریان کسی را ندیدی بدنت را عریان نکن،

هرگز چشمانت را برای کسی که معنی نگاهت را نمیفهمد گریان مکن،

قلبت را خالی نگهدار اگر روزی خواستی کسی را در قلبت جای دهی سعی کن فقط یک نفر باشد

 و به او بگو تو را کمتر از خدا و بیشتر از خودم دوست دارم زیرا به خدا اعتقاد و به تونیاز دارم.



تاريخ : چهارشنبه 11 بهمن1391 | 12 بعد از ظهر | نویسنده : رضا
با امیدتون زندگی کنید

تعدادی موش آزمایشگاهی رو به استخر آبی انداختند و زمان گرفتن تا ببینن چند ساعت دوام میارن،
حداکثر زمانی رو که تونستن دوام بیارن 17 دقیقه بود.
سری دوم موشها رو با توجه به اینکه حداکثر 17 دقیقه می تونن زنده بمونن به همون استخر انداختن،
اما این بار قبل از 17 دقیقه نجاتشون دادن.
بعد از اینکه زمانی رو نفس تازه کردن دوباره اونها رو به استخر انداختن.
حدس بزنید چقدر دوام آوردن؟
26 ساعت !!!!!!!!!!!!
پس از بررسی به این نتیجه رسیدن که علت زنده بودن موش ها این بوده که
اونها امیدوار بودن تا دستی باز هم اونها رو نجات بده و تونستن این همه دوام بیارن.
امید، قوه محرک زندگی است.



تاريخ : سه شنبه 5 دی1391 | 12 بعد از ظهر | نویسنده : محمود آبادی
اما مردم عاصی ...

با قلب رئوف و روح آدمی، نیاز آرزوشان را، در الفاظ نشان گیرند، بدون اینکه در اعماق فرمانم پیامی از خدا گیرند و پای در راه بگذارند.

من از آنان گله دارم هزاران، صد هزاران گله دارم!!!

یکی خواند مرا گنگ و غلط با چهچهی گوئی که آهنگ غنا هستم!

یکی بندد مرا در بازویش، بی فهم و بی درک و تأمل، برای آنکه خیرالحافظین هستم!

یکی آویز بر گردنش، گویی صلیبی از طلا هستیم!




ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه 22 آذر1391 | 1 بعد از ظهر | نویسنده : بهزاد

  • دانلود فیلم
  • قالب وبلاگ